تبليغاتX
یادداشتهای یک پستاندار

یادداشتهای یک پستاندار




میزان رأی ملت است



اگر نشد
رأی ملت میزان میشود


[+]   یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 /  17:33  /  یک پستاندار  | 

 





چو تو بر صورتِ خسرو چنینی / ببین تا چون بوَد کاو را ببینی
جهانی بینی از نور آفریده / جهان نادیده اما نور دیده
خسرو و شیرین نظامی



[+]   یکشنبه سی ام فروردین 1388 /  15:26  /  یک پستاندار  | 




بیا
بهم نگاه کنیم
بی هیچ چشمداشت
[+]   چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 /  15:48  /  یک پستاندار  | 

 






خدا از دَهَنم میشنود






[+]   دوشنبه دهم فروردین 1388 /  0:51  /  یک پستاندار  | 


سوسمار

مگس

شترمرغ

لاک پشت

سوسک

دایناسور

کوسه

کک

...

هنوز نمیدانست کدامست


[+]   چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 /  13:44  /  یک پستاندار  | 








[+]   دوشنبه هجدهم آذر 1387 /  20:30  /  یک پستاندار  | 








اما
«بی پدر و مادر» بودن
شاید روشِ خوبی برای متّصف شدن به صفاتِ الاهی نباشد



[+]   چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 /  23:25  /  یک پستاندار  | 








با پنجه های غرق خون
با چشمهایی که سیاهی میرفت
با خودش گفت
تا آخر عمر
دشت را فقط از همان دور
از چندقدمی لانه اش تماشا کند

دیگر هوس نکند اینطور غزالی را تنگ در آغوش بگیرد

[+]   دوشنبه یازدهم آذر 1387 /  17:24  /  یک پستاندار  | 











صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد ؟



[+]   چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 /  21:56  /  یک پستاندار  | 

 



" اللهم ارزقنی الحلال
و جنّبـنی الحرام "










ادامۀ مطلب
[+]   سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 /  21:56  /  یک پستاندار  | 

 









- جات خیلی خالیه , بخدا



ادامۀ مطلب
[+]   سه شنبه شانزدهم مهر 1387 /  23:9  /  یک پستاندار  | 






چندباری زدیم به تیپّ هم
تا مطمئن شدیم به تیپّ هم میخوریم






[+]   سه شنبه شانزدهم مهر 1387 /  20:3  /  یک پستاندار  | 





خاله سوسکه میپرسد : «اگه یه روز دعوامون بشه , منو با چی میزنی ؟»

مَرد سرش را توی وسایلش میکند تا یک چیز خیلی خوبی پیدا کند
یکدفعه صدای کوبیدن چیزی و له شدن چیز دیگری میاید


خاله خرسه بصورت مَرد لبخند میزند




[+]   پنجشنبه یازدهم مهر 1387 /  16:9  /  یک پستاندار  | 

 





- ... علیه السلام در همین زمینه فرمود :
چون قائم قیام کند , دوستی و برادری برقرار میشود
و هرکس , بدون ممانعت و بقدر حاجت , از جیب برادرش پول برمیدارد ...

.
.
.

- ... برای تعجیل در فرج آقا صلوات بفرستید


بلند صلوات فرستاد وقتی داشت آخرین لنگه ها را توی گونی جا میکرد
و جیم شد





[+]   دوشنبه چهارم شهریور 1387 /  2:4  /  یک پستاندار  | 

[+]   شنبه بیست و ششم مرداد 1387 /  1:42  /  یک پستاندار  | 




گفتم
مرا ببوس و در کنار بگیر







تو مرا
بوسیدی و
کنار گذاشتی



[+]   سه شنبه هشتم مرداد 1387 /  15:16  /  یک پستاندار  | 









امّا اگر غیرت داشت
ما عسل نداشتیم



[+]   شنبه پنجم مرداد 1387 /  23:54  /  یک پستاندار  | 

 





کوکِ کوک میشوم
مرا که مینوازی




[+]   چهارشنبه دوم مرداد 1387 /  0:52  /  یک پستاندار  | 





یکی , برای روشنی ِ بیشتر
یکی , برای سایۀ بزرگتر





پشه ها از هم جلو میزدند




[+]   جمعه بیست و یکم تیر 1387 /  17:21  /  یک پستاندار  | 

 








دندانِ طمع
اوّل , گِرد است

بعد , تيز میشود







[+]   دوشنبه هفدهم تیر 1387 /  23:58  /  یک پستاندار  | 

 



کرم آلو همیشۀ خدا دلپیچه دارد

ای شیخ پاکدامن, معذور دار ما را







پسنوشت : خوشا بحال کرم هُلو


[+]   شنبه هشتم تیر 1387 /  1:38  /  یک پستاندار  | 








شهری ست پرکرشمۀ خوبان ز شش جهت

چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم حافظ


[+]   شنبه یکم تیر 1387 /  12:42  /  یک پستاندار  | 

 









[+]   جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 /  15:8  /  یک پستاندار  | 

 





هنوز حالش جا نیامده بود
داشت با احتیاط دم و بازدم را تجربه میکرد
نمیدانست چرا
اما حتم داشت که امروز در گلوی مابقی هم آب جهیده



همین دیشب هرچه میخواستند راحت بهم میگفتند
نمیدانستند چرا
اما حالا هرکاری میکردند نمیشد - به زبان "زیرآب" - کلمه ای تکلّم کنند


همه      وحشت      کرده      بودند












یکی گفت: "قو ... ر"


+مطلب نامربوط


[+]   چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 /  13:24  /  یک پستاندار  | 





در اعماق چشمان تو


به ستوه آمدم










[+]   چهارشنبه هشتم خرداد 1387 /  20:30  /  یک پستاندار  | 






اگر باتقوا بودم،
با يک تق وا میرفتم؟





[+]   پنجشنبه دوم خرداد 1387 /  20:48  /  یک پستاندار  | 





به کُنجی رفتی

و

کُنجکاوم کردی





[+]   سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 /  21:36  /  یک پستاندار  | 

[+]   دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 /  21:28  /  یک پستاندار  | 





خانوم معلم
هفتۀ قبل بما سرمشق داده بود

"معلم عزیزم روزت مبارک"



پسنوشت: چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد اُستادم


[+]   جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 /  20:43  /  یک پستاندار  | 

 




جایزه اش را پس گرفتند
جریمه اش کردند






قهرمان داستان او
دوپینگ کرده بود



[+]   پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 /  15:37  /  یک پستاندار  |